سوداسودا، تا این لحظه: 14 سال و 1 ماه و 16 روز سن داره

eshgham,sevda

چکمه های سودا جون

1393/9/15 15:45
نویسنده : neda
125 بازدید
اشتراک گذاری

سلام دخمل ناز من

می خوام برات از ماجرای کفشات بگم. دو هفته گذشته با خاله الهام جون ومامانی رفته بودیم بیرون. توی ماشین شما دخمل شیطون ضبط خاله جون رو خراب کردی منم توی بلوار وکیل آباد نگه داشتم و شما رو از صندلی جلو به عقب اوردم که تو همین حین نگو یک لنگ از چکمه های شما می افته تو خیابان. خلاصه آخر شب دیدم کفش شما نیست و فردا ظهر اون روز رفتیم تو بلوار وکیل آباد به دنبال کفش شما . یه چرخ همون محدوده که گم شده بود رو زدیم و پیدا نکردیم در حالی که ناامید در حال برگشت تو ماشین بودیم که یکدفعه روی درخت لنگه کفش شما رو پیدا کردیم. خوشحال رفتیم بیرون نهار.

تا باز دوباره پنج شنبه من و مامانی سوار مترو شدیم دو ایستگاه که رد شدیم دیدیم دو تا کفش شما نیست. از مترو پیاده شدیم که نگهبان مترو گفت شما کفشهای دخترون رو جا گذاشتید. و به این ترتیب توسط قطار بعدی کفشهای شما به دست ما رسید. این بود ماجرای کفشهای پردردسر شما.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)

niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به eshgham,sevda می باشد